اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1894

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

پيامبران و فرستادگان ، كه راستگوتر و افضل از ابو بكر باشد . ص 461 ، س 28 : فرق بين . . . جدا كرده است ميان حق و باطل . ص 461 ، س 29 : ما فى السماء . . . در آسمان هيچ فرشتهء مقربى نيست مگر اينكه به عمر بن الخطاب احترام مىگذارد ، و هيچ شيطانى نيست مگر اينكه از سايهء عمر مىگريزد . ص 462 ، س 4 : ان ملائكة . . . فرشتگان آسمان از عثمان حيا مىكنند . ص 462 ، س 10 : انت منى بمنزلة . . . تو در برابر من مانند هارونى نسبت به موسى ، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست . ص 462 ، س 11 : من كنت مولاه . . . هركه من مولاى اويم ، على مولاى او است . ص 462 ، س 13 : يا على لا . . . اى على ، ترا دوست ندارد مگر مؤمن پرهيزگار و دشمن ندارد مگر منافق بدبخت . ص 462 ، س 15 : هى بضعة . . . او [ فاطمه ] پارهء تن من است . ص 462 ، س 16 : الحسن و الحسين . . . ن . . . حسن و حسين دو سروران جوانان بهشت‌اند و پدرشان از ايشان بهتر است . ص 462 ، س 18 : نعم الجمل . . . نيكوشتر است شتر شما و بار خوبى هستيد شما دوتا . ص 462 ، س 27 : من احب . . . هركه ابو بكر را دوست بدارد ، همانا دين را استوار كرده و هركه عمر را دوست بدارد ، راه را روشن ساخته ؛ و هركه عثمان را دوست بدارد ، از پرتو خدا روشنى برگرفته ؛ و هركه على را دوست بدارد ، به رشتهء ناگسستنى چنگ در زده است .